اگر در ابتدای فروردین ۱۴۰۰ مقداری سرمایه در اختیار داشتید، انتخاب کدام بازار میتوانست بیشترین رشد را برای سرمایه شما به همراه داشته باشد؟ طلا و سکه، دلار، بیتکوین، بورس یا مسکن؟
پنج سال گذشته یکی از پرتلاطمترین دورههای اقتصادی کشورمان بود. تورم بالا، کاهش قدرت خرید پول، افزایش نرخ ارز، تغییرات قیمت جهانی طلا، تحولات سیاسی و اقتصادی و نوسانات بازار سرمایه باعث شد قیمت بسیاری از داراییها در این مدت چند برابر شود.
اما رشد قیمت همه بازارها یکسان نبود. بررسی عملکرد داراییهای مختلف از ابتدای فروردین ۱۴۰۰ تا پایان اسفند ۱۴۰۴ نشان میدهد فاصله میان بازدهی بازارها قابل توجه بوده است. در این دوره، گروه طلا و سکه بیشترین رشد قیمت را تجربه کرده و در مقابل، شاخص بورس کمترین رشد را در میان بازارهای مورد بررسی داشته است.
در این مطلب از رده، عملکرد پنج گروه اصلی دارایی شامل طلا و سکه، ارز، رمزارز، مسکن و بورس را بررسی میکنیم و میبینیم اگر فردی در ابتدای این دوره ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه داشت، تغییر قیمت هر بازار چه اثری بر ارزش سرمایه او میگذاشت.
در پنج سال گذشته کدام بازار بیشتر رشد کرد؟
بر اساس قیمتهای ثبتشده در ابتدای دوره و پایان سال ۱۴۰۴، تصویر کلی بازارها به شکل زیر است:
|
بازار |
قیمت ابتدای فروردین ۱۴۰۰ (تومان) |
قیمت پایان اسفند ۱۴۰۴ (تومان) |
درصد رشد |
|
طلای ۱۸ عیار |
۱.۰۸۳.۲۱۰ |
۱۷.۶۳۹.۲۶۴ |
۱۵۲۸% |
|
سکه امامی |
۱۱.۲۳۶.۰۰۰ |
۱۸۹.۹۶۰.۰۰۰ |
۱۵۹۱% |
|
نیم سکه |
۶.۷۳۵.۰۰۰ |
۹۶.۸۶۰.۰۰۰ |
۱۳۳۸% |
|
ربع سکه |
۴.۲۷۴.۰۰۰ |
۵۵.۹۴۰.۰۰۰ |
۱۲۰۹% |
|
دلار |
۲۵.۱۴۸ |
۱۵۹.۲۸۰ |
۵۳۳% |
|
بیت کوین |
۱.۳۸۰.۰۰۰.۰۰۰ |
۱۰.۸۴۰.۰۰۰.۰۰۰ |
۶۸۶% |
|
شاخص بورس (واحد) |
۱.۳۱۰.۰۰۰ |
۳.۶۹۳.۰۰۰ |
۱۸۲% |
|
شاخص مسکن (برای هر متر مربع) |
۲۹.۰۰۰.۰۰۰ |
۱۳۳.۰۰۰.۰۰۰ |
۳۵۹% |
این ارقام تقریبی هستند و باید توجه داشت که روش محاسبه در بازارها یکسان نیست. برای مثال، قیمت طلا و دلار مستقیماً با قیمت بازار مقایسه میشود، در حالی که شاخص بورس نماینده عملکرد کلی بازار سهام است و لزوماً با بازدهی یک سبد سهام واقعی یکسان نیست.
با وجود این محدودیت، یک نتیجه مهم از مقایسه پنجساله به دست میآید: طلا و سکه در این دوره با فاصله قابل توجهی در صدر قرار گرفتهاند. در مقابل، شاخص بورس با رشد ۱۸۲ درصدی پایینترین رشد را در میان بازارهای بررسیشده ثبت کرده است. اما برای درک بهتر این اعداد، باید هر گروه دارایی را جداگانه بررسی کرد.
۱) طلا و سکه؛ صدرنشین بازارهای پنج سال گذشته
وقتی عملکرد بازارهای مختلف را در دوره مورد بررسی کنار هم قرار میدهیم، گروه طلا و سکه بدون تردید یکی از مهمترین برندگان این دوره بوده است.
قیمت طلا در کشورمان تحت تأثیر دو متغیر اصلی قرار دارد: قیمت جهانی طلا و نرخ ارز. افزایش قیمت اونس جهانی طلا، قیمت طلای داخلی را افزایش میدهد و رشد نرخ دلار نیز بهطور مستقیم بر ارزش ریالی طلا اثرگذار است.
سکه علاوه بر این دو عامل، از حباب سکه نیز تأثیر میگیرد. به همین دلیل ممکن است قیمت سکه در دورههایی سریعتر از طلای خام افزایش پیدا کند یا برعکس، با کاهش حباب، عملکرد ضعیفتری داشته باشد.
این موضوع یکی از دلایل مهم تفاوت میان رشد ۱۵۹۱ درصدی سکه امامی و رشد ۱۵۲۸ درصدی طلای ۱۸ عیار است.
البته این اعداد به معنای آن نیست که هر نوع خرید طلا دقیقاً همین بازدهی را ایجاد کرده است. برای مثال، طلای زینتی دارای اجرت ساخت و هزینههای جانبی است و بنابراین مقایسه آن با قیمت خام طلای ۱۸ عیار درست نیست.
۲) ارز؛ دلار ۵۳۳ درصد رشد کرد
دلار یکی از مهمترین بازارهای دارایی در اقتصاد کشورمان است و بسیاری از افراد آن را ابزاری برای حفظ ارزش پول در برابر تورم میدانند.
قیمت دلار از ۲۵ هزار و ۱۴۸ تومان در ابتدای فروردین ۱۴۰۰ به ۱۵۹ هزار و ۲۸۰ تومان در پایان اسفند ۱۴۰۴ رسیده است. این یعنی قیمت دلار در پایان دوره بیش از شش برابر ابتدای دوره بوده است.
با وجود این رشد قابل توجه، عملکرد دلار در مقایسه با گروه طلا و سکه ضعیفتر بوده است. دلیل اصلی را میتوان در عملکرد همزمان دو عامل جستوجو کرد: طلا از افزایش نرخ دلار و تغییرات قیمت جهانی طلا تأثیر میگیرد، در حالی که دلار بهطور مستقیم از افزایش ارزش خود در برابر ریال منتفع میشود.
البته دلار همچنان یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد کشورمان است و تغییرات آن تنها به بازار ارز محدود نمیشود. قیمت بسیاری از کالاها و داراییها، از خودرو و مسکن گرفته تا طلا و کالاهای وارداتی، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از نرخ ارز تأثیر میپذیرند.
۳) رمزارز؛ بیتکوین ۶۸۶ درصد رشد کرد
بیتکوین در این مقایسه جایگاه متفاوتی دارد؛ چون برخلاف سایر داراییهای جدول، یک دارایی جهانی است و قیمت آن در بازار بینالمللی به دلار تعیین میشود.
با این حال، برای سرمایهگذاران کشورمان، معیار مهم قیمت بیتکوین به تومان است. بر اساس دادههای مورد بررسی، قیمت تومانی بیتکوین از حدود ۱ میلیارد و ۳۸۰ میلیون تومان در ابتدای فروردین ۱۴۰۰ به حدود ۱۰ میلیارد و ۸۴۰ میلیون تومان در پایان اسفند ۱۴۰۴ رسیده است.
عملکرد بیتکوین در این پنج سال را نمیتوان بدون توجه به نوسانات شدید آن تحلیل کرد. این رمزارز در طول دوره مورد بررسی، دورههای صعودی و نزولی بسیار شدیدی را پشت سر گذاشت. بنابراین رشد ۶۸۶ درصدی به این معنا نیست که سرمایهگذار در تمام این مدت یک مسیر صعودی و بدون نوسان داشته است. برعکس، سرمایهگذاری در بیتکوین با ریسک و نوسان بسیار بالاتری نسبت به بسیاری از داراییهای سنتی همراه است.
به همین دلیل، بازدهی بالا بهتنهایی نمیتواند معیار مناسبی برای انتخاب یک سرمایهگذاری باشد و باید در کنار آن ریسک، نوسان و افق سرمایهگذاری نیز بررسی شود.
۴) مسکن؛ رشد ۳۵۹ درصدی قیمت در تهران
بازار مسکن یکی دیگر از بازارهای مهم دارایی در کشورمان است که بسیاری از خانوارها آن را نهتنها برای سکونت، بلکه بهعنوان یک ابزار سرمایهگذاری نیز در نظر میگیرند.
بر اساس دادههای این مقایسه، قیمت هر مترمربع مسکن در تهران از حدود ۲۹ میلیون تومان در ابتدای فروردین ۱۴۰۰ به ۱۳۳ میلیون تومان در پایان اسفند ۱۴۰۴ رسیده است. به این ترتیب، قیمت هر مترمربع مسکن تهران در این دوره ۳۵۹ درصد رشد کرده است.
این رشد در مقایسه با طلا، سکه، بیتکوین و دلار پایینتر بوده است. با این حال، مقایسه مسکن با داراییهایی مانند طلا یا دلار باید با احتیاط انجام شود.
مسکن یک دارایی فیزیکی است و ویژگیهای هر ملک میتواند بر قیمت آن تأثیر زیادی داشته باشد. موقعیت جغرافیایی، محله، سن ساختمان، کیفیت ساخت، امکانات و متراژ از جمله عواملی هستند که باعث میشوند قیمت دو ملک حتی در یک منطقه یکسان نباشد.
از طرف دیگر، مسکن میتواند در طول دوره برای مالک درآمد اجارهای ایجاد کند. بنابراین رشد ۳۵۹ درصدی مطرحشده در این مقاله، صرفاً افزایش قیمت هر مترمربع مسکن را نشان میدهد و درآمد اجاره در آن لحاظ نشده است.
۵) بورس؛ رشد ۱۸۲ درصدی شاخص
بازار سرمایه در این پنج سال داستان متفاوتی داشت. بورس کشورمان در ابتدای این دوره هنوز تحت تأثیر رونق و ریزش تاریخی سال ۱۳۹۹ قرار داشت. شاخص کل پس از سقوط سنگین نیمه دوم سال ۱۳۹۹، مدت زیادی درگیر نوسان و رکود بود و سپس در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ مجدداً رشد قابل توجهی را تجربه کرد.
شاخص بورس از حدود یک میلیون و ۳۱۰ هزار واحد در ابتدای فروردین ۱۴۰۰ به ۳ میلیون و ۶۹۳ هزار واحد در پایان اسفند ۱۴۰۴ رسیده است. این ارقام نشان میدهد شاخص مورد بررسی طی پنج سال ۱۸۲ درصد رشد کرده است.
البته باید توجه داشت که این عدد به معنای بازدهی تمام سرمایهگذاران بورس نیست. یک سرمایهگذار ممکن است سبدی از سهام داشته باشد که عملکرد آن بهتر یا ضعیفتر از شاخص کل باشد. از طرف دیگر، شرکتهای بورسی در طول دوره سود نقدی میان سهامداران توزیع میکنند. بنابراین برای محاسبه بازدهی واقعی سرمایهگذاری در بورس، تنها نگاه کردن به تغییرات شاخص قیمت کافی نیست.
اگر ۱۰۰ میلیون تومان در فروردین ۱۴۰۰ سرمایهگذاری میکردیم چه میشد؟
برای این که تفاوت عملکرد بازارها ملموستر شود، فرض کنیم در ابتدای فروردین ۱۴۰۰، ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه داشتیم و آن را در یکی از داراییهای مورد بررسی سرمایهگذاری میکردیم. اگر هزینههای معامله و سایر عوامل جانبی را نادیده بگیریم، رشد قیمت داراییها ارزش سرمایه ما را تقریباً به این ارقام میرساند:
|
بازار |
رشد قیمت |
ارزش تقریبی ۱۰۰ میلیون تومان در پایان دوره |
|
طلای ۱۸ عیار |
۱۵۲۸% |
۱.۶۲۸ میلیارد تومان |
|
سکه امامی |
۱۵۹۱% |
۱.۶۹۱ میلیارد تومان |
|
نیمسکه |
۱۳۳۸% |
۱.۴۳۸ میلیارد تومان |
|
ربعسکه |
۱۲۰۹% |
۱.۳۰۹ میلیارد تومان |
|
دلار |
۵۳۳% |
۶۳۳ میلیون تومان |
|
بیت کوین |
۶۸۶% |
۷۸۶ میلیون تومان |
|
بورس |
۱۸۲% |
۲۸۲ میلیون تومان |
|
مسکن |
۳۵۹% |
۴۵۹ میلیون تومان |
نکته مهم: این محاسبه برای مسکن صرفاً یک محاسبه نظری بر اساس رشد قیمت هر مترمربع است. با ۱۰۰ میلیون تومان در ابتدای فروردین ۱۴۰۰ عملاً امکان خرید یک واحد مسکونی در تهران وجود نداشت؛ بنابراین نمیتوان گفت فردی ۱۰۰ میلیون تومان را مستقیماً در «مسکن تهران» سرمایهگذاری کرده و در پایان دوره ۴۵۹ میلیون تومان داشته است. این عدد صرفاً نشان میدهد اگر قیمت هر مترمربع مسکن به میزان ۳۵۹ درصد رشد کرده باشد، ارزش یک دارایی مسکونی با همان نرخ رشد چه تغییری میکرد. برای سرمایهگذاری مستقیم در مسکن، سرمایه اولیه بسیار بیشتری مورد نیاز است.
نکتهای که جدول بازدهی به ما نمیگوید
جدول بالا فقط نتیجه نهایی را نشان میدهد؛ اما مسیر رسیدن به آن نتیجه را نشان نمیدهد. فرض کنید دو دارایی طی پنج سال هر دو ۵ برابر شوند. ممکن است دارایی اول تقریباً بدون نوسان رشد کرده باشد و دارایی دوم در یک مقطع ۵۰ درصد سقوط کرده و بعد دوباره رشد کرده باشد. برای یک سرمایهگذار محافظهکار، این دو عملکرد به هیچ وجه یکسان نیستند. به همین دلیل، هنگام مقایسه بازارها باید علاوه بر بازدهی، به ریسک و نوسان نیز توجه کرد.
طلا و سکه نوسانات کوتاهمدت دارند. بورس میتواند افتهای بسیار شدید را تجربه کند. مسکن نقدشوندگی پایینتری دارد و ممکن است سرمایه برای مدت طولانی در آن قفل شود. دلار نیز تحت تأثیر سیاستهای ارزی و تحولات سیاسی قرار دارد. بنابراین «بیشترین بازدهی» همیشه به معنی «بهترین سرمایهگذاری» نیست.
بازدهی اسمی با سود واقعی متفاوت است
یکی از مهمترین نکات در بررسی عملکرد بازارهای کشورمان، توجه به تورم است. وقتی طلا از حدود یک میلیون تومان به حدود ۱۷ میلیون تومان میرسد، به این معنی نیست که قدرت خرید سرمایهگذار دقیقاً ۱۷ برابر شده است. در همین دوره، قیمت کالاها و خدمات، مسکن، مواد غذایی، خودرو و سایر داراییها نیز افزایش یافتهاند.
بنابراین باید بین بازدهی اسمی و بازدهی واقعی تفاوت قائل شویم. بازدهی اسمی همان درصد افزایش قیمت دارایی است، اما بازدهی واقعی نشان میدهد سرمایهگذار پس از در نظر گرفتن تورم، چه میزان افزایش قدرت خرید داشته است. در اقتصاد تورمی کشورمان، این تفاوت اهمیت بسیار زیادی دارد.
آیا خرید طلا در ابتدای ۱۴۰۰ تصمیم بهتری از خرید خانه بود؟
اگر صرفاً رشد قیمت دارایی را بررسی کنیم، پاسخ روشن است: در این دوره طلا عملکرد بسیار بهتری از مسکن داشته است. اما اگر فردی در ابتدای ۱۴۰۰ خانهای میخرید و آن خانه را اجاره میداد، علاوه بر افزایش ارزش ملک، درآمد اجاره نیز دریافت میکرد. از طرف دیگر، خانه برای مالک یک دارایی مصرفی نیز محسوب میشود. فردی که خانه شخصی خریده، از افزایش اجارهبها و هزینه مسکن نیز مصون مانده است. در نتیجه، نمیتوان تنها با مقایسه قیمت هر مترمربع، درباره برتری مطلق طلا نسبت به مسکن قضاوت کرد. هدف سرمایهگذاری نیز اهمیت دارد.
آیا در سال ۱۴۰۵ باید همان بازار برنده ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ را خرید؟
لزومی ندارد.
یکی از خطرناکترین اشتباهات سرمایهگذاری این است که فرض کنیم: «چون طلا در پنج سال گذشته بهترین بازدهی را داشته، پس در پنج سال آینده هم بهترین گزینه است».
بازدهی گذشته تضمینی برای آینده نیست. ممکن است طلا در سالهای آینده همچنان رشد کند، اما ممکن است دورههایی از اصلاح یا رکود را نیز تجربه کند. همین موضوع درباره بورس، دلار و مسکن نیز صادق است.
سرمایهگذار باید ابتدا هدف خود را مشخص کند: آیا حفظ ارزش پول برایش مهمتر است؟ آیا به درآمد ماهانه نیاز دارد؟ چه میزان ریسک را میتواند تحمل کند؟ چه مقدار سرمایه در اختیار دارد؟ و چه مدت میتواند پول خود را سرمایهگذاری کند؟ پاسخ به این پرسشهاست که ترکیب مناسب داراییها را مشخص میکند.
نکته کنکوری: سرمایهگذاری موفق فقط پیدا کردن دارایی با بیشترین بازدهی نیست. ترکیب مناسب بازدهی، ریسک، نقدشوندگی، افق سرمایهگذاری و هدف مالی است که یک سرمایهگذاری را مناسب میکند. پنج سال گذشته به ما یک درس مهم میدهد: در اقتصاد تورمی، نگهداری تمام سرمایه بهصورت نقد قدرت خرید آن را بهشدت کاهش میدهد. اما این به معنای انتخاب کورکورانه یک بازار نیز نیست. شاید بهترین نتیجهای که از این مقایسه میتوان گرفت این باشد که به جای تلاش برای پیدا کردن «برنده بعدی»، باید یک سبد متنوع و متناسب با شرایط مالی خود ساخت.
