سوگیری نسبت به گذشته Hindsight Bias؛ وقتی فکر میکنیم «از اول معلوم بود!»
احتمالاً برای شما هم پیش آمده است که بعد از شنیدن یک خبر یا دیدن نتیجه یک رویداد، با اطمینان بگویید: «از اول معلوم بود اینطوری میشه!» اما آیا واقعاً از اول معلوم بود؟ یا ذهنمان با ما بازی میکند؟ پدیدهای به نام سوگیری نسبت به گذشته (Hindsight Bias) باعث میشود نتایج گذشته را واضحتر، قابل پیشبینیتر و حتی بدیهیتر از آنچه واقعاً بوده تصور کنیم. به زبان ساده، بعد از این که اتفاقی میافتد، ما فکر میکنیم «میدانستیم که همین میشود»، در حالی که در زمان تصمیمگیری هیچ قطعیتی وجود نداشت. این سوگیری یکی از رایجترین خطاهای شناختی انسان است؛ خطایی که در تصمیمگیریهای مالی و حتی زندگی روزمره نقش پررنگی دارد.
تعریف سوگیری نسبت به گذشته
سوگیری نسبت به گذشته (Hindsight Bias) در روانشناسی شناختی به معنای تمایل ذهن انسان به بزرگنمایی قابلیت پیشبینی گذشته پس از وقوع یک رویداد است. به بیان دیگر، وقتی نتیجه یک اتفاق را میدانیم، ذهن ما ناخودآگاه گذشته را طوری بازسازی میکند که گویی آن نتیجه از ابتدا بدیهی بوده است.
به عنوان مثال، فرض کنید سهام شرکتی را نمیخرید چون به نظرتان رشد خاصی ندارد. چند ماه بعد همان سهم چند برابر میشود و شما با ناراحتی میگویید: «میدونستم این سهم میره بالا!». اما در واقع نمیدانستید، فقط الان که نتیجه را میدانید، ذهنتان آن را طوری بازسازی کرده که احساس کنید «از قبل معلوم بوده».
نکته: بعد از بحران مالی ۲۰۰۸، بسیاری از تحلیلگران و رسانهها گفتند: «از اول هم معلوم بود که بازار مسکن آمریکا حبابه!». اما واقعیت این است که قبل از بحران، کمتر کسی وقوع چنین فاجعهای را پیشبینی کرده بود. این بازنویسی ذهنیِ تاریخ، نمونه کلاسیک سوگیری نسبت به گذشته است.
منشأ روانشناختی سوگیری نسبت به گذشته
ذهن انسان تمایل دارد دنیا را قابل پیشبینی و قابل کنترل ببیند. این نیاز به کنترل، ریشه بسیاری از سوگیریهای شناختی است. در مورد سوگیری نسبت به گذشته، ذهن ما بعد از وقوع یک رویداد، برای حفظ انسجام درونی خود، سعی میکند اطلاعات و احساسات گذشته را با نتیجه کنونی هماهنگ کند. این یعنی:
- اطلاعاتی را که با نتیجه فعلی همخوانی دارند، بهتر به یاد میآوریم.
- اطلاعات مخالف را فراموش میکنیم یا کماهمیت جلوه میدهیم.
- در نتیجه، تصور میکنیم که از ابتدا نتیجه را میدانستیم.
نکته: مطالعات نشان دادهاند که حافظه انسان فعال و بازسازیشونده است، نه ضبطگر دقیق واقعیت. هر بار که به یک خاطره فکر میکنیم، آن را بازنویسی میکنیم. بنابراین، وقتی نتیجه را میدانیم، خاطرات تصمیمگیری خود را نیز طوری تغییر میدهیم که با نتیجه همخوان شوند.
چرا سوگیری نسبت به گذشته خطرناک است؟
در نگاه اول شاید این سوگیری بیاهمیت یا حتی طبیعی به نظر برسد، اما در عمل میتواند به تصمیمهای نادرست و قضاوتهای اشتباه منجر شود.
۱) کاهش یادگیری از اشتباهات
وقتی فکر میکنیم «از اول معلوم بود»، دیگر تمایلی نداریم بررسی کنیم چرا در تصمیم قبلی اشتباه کردیم.
به همین دلیل، این سوگیری مانع از یادگیری واقعی از تجربهها میشود.
۲) قضاوت ناعادلانه نسبت به دیگران
مدیران، سرمایهگذاران یا حتی داوران بعد از وقوع یک رویداد، تصمیم دیگران را ناعادلانه قضاوت میکنند.
مثلاً وقتی یک استارتاپ شکست میخورد، همه میگویند: «از همون اول معلوم بود شکست میخوره!».
در حالی که اگر موفق میشد، همان افراد میگفتند: «همه نشونههاش معلوم بود که موفق میشه!».
نتیجه؟ قضاوتهای سطحی و غیرمنصفانه.
۳) تصمیمگیری مالی اشتباه
در دنیای مالی، این سوگیری میتواند زیانبار باشد. سرمایهگذاران بعد از سقوط یا رشد بازار میگویند:
«واضح بود که بازار میریزه» یا «معلوم بود طلا گرون میشه». اما همین طرز فکر باعث میشود در تصمیمهای بعدی اعتمادبهنفس کاذب پیدا کنند و ریسک بیش از حد بپذیرند.
چگونه میتوان از دام سوگیری نسبت به گذشته گریخت؟
اگرچه حذف کامل این سوگیری غیرممکن است، اما میتوان آن را کنترل کرد و کاهش داد. در ادامه چند راهکار کاربردی آورده شده است:
۱) ثبت تصمیمها و دلایل آنها
یکی از مؤثرترین روشها، نوشتن دلایل هر تصمیم قبل از وقوع نتیجه است. مثلاً اگر تصمیم به خرید سهام یا سرمایهگذاری دارید، یادداشت کنید چرا این تصمیم را گرفتهاید و چه فرضیاتی دارید. بعد از مدتی، وقتی نتیجه معلوم شد، میتوانید بدون تحریف ذهنی بررسی کنید تصمیمتان چقدر منطقی بوده است.
۲) پذیرش عدم قطعیت
باید بپذیریم که دنیا غیرقابل پیشبینی است. حتی بهترین تحلیلها هم نمیتوانند آینده را با قطعیت مشخص کنند. پذیرش این واقعیت به ما کمک میکند در برابر وسوسه «از اول معلوم بود» مقاومتر شویم.
۳) تحلیل سیستماتیک شکستها
بهجای سرزنش خود یا دیگران، بهتر است شکستها را بهصورت تحلیلی و بدون احساسات بررسی کنیم:
- چه عواملی در کنترل ما بودند؟
- چه چیزهایی پیشبینیناپذیر بودند؟
- چه فرضیاتی اشتباه از آب درآمدند؟
این روش مانع از آن میشود که ذهنمان گذشته را بازسازی کند.
۴) آموزش سوگیریهای شناختی
شناخت خودِ سوگیریها یکی از بهترین روشهای مقابله با آنهاست. وقتی بدانید ذهن شما تمایل دارد گذشته را قابل پیشبینیتر جلوه دهد، راحتتر متوجه میشوید که در دام این خطا افتادهاید.
سوگیری نسبت به گذشته در زندگی روزمره
این خطا فقط در بازارهای مالی یا تصمیمهای بزرگ رخ نمیدهد؛ بلکه در زندگی روزمره نیز حضور دارد:
- بعد از جدایی از شریک عاطفی میگوییم: «از همون اول معلوم بود با هم نمیسازیم!».
- بعد از قبولی در امتحان میگوییم: «میدونستم قبول میشم!».
- بعد از خرید وسیلهای که خراب میشود، میگوییم: «میدونستم نباید میخریدم!».
این جملات شاید به ظاهر بیضرر باشند، اما ذهن ما را از تحلیل واقعی موقعیتها بازمیدارند.
یاد بگیریم از «میدانستم» فاصله بگیریم
سوگیری نسبت به گذشته یکی از جذابترین و در عین حال خطرناکترین تلههای ذهن انسان است. این سوگیری باعث میشود فکر کنیم از ابتدا همه چیز واضح بوده، در حالی که واقعیت همیشه مبهم، چندوجهی و غیرقابل پیشبینی است. اگر میخواهیم تصمیمگیرندگان بهتری باشیم (چه در زندگی شخصی، چه در سرمایهگذاری یا موارد دیگر) باید یاد بگیریم به خودمان بگوییم: «الان که نتیجه را میدانم، طبیعی است که همهچیز واضح به نظر برسد، اما آن موقع اینطور نبود». یادگیری از گذشته، تنها زمانی ممکن است که آن را تحریف نکنیم.

