با تکنرخی شدن ارز چه اتفاقی برای اقتصاد میافتد؟
نظام ارزی هر کشور یکی از مهمترین ستونهای سیاستگذاری اقتصادی به شمار میرود و نقش تعیینکنندهای در ثبات اقتصادی، کنترل تورم، رشد تولید و حتی توزیع درآمد دارد. در اقتصاد کشورمان، موضوع چندنرخی بودن ارز طی دهههای گذشته به یکی از چالشهای مزمن تبدیل شده و آثار آن را میتوان در شکلگیری رانت، بیثباتی قیمتها، تضعیف تولید داخلی و افزایش نااطمینانی اقتصادی مشاهده کرد. در مقابل، تکنرخی شدن ارز همواره بهعنوان یکی از راهکارهای اصلاح ساختار اقتصادی مطرح بوده، اما اجرای آن با نگرانیهایی در حوزه تورم و معیشت مردم همراه شده است.
این مطلب از رده تلاش میکند با نگاهی تحلیلی و واقعبینانه بررسی کند که تکنرخی شدن ارز دقیقاً به چه معناست، چرا کشورها به سمت آن حرکت میکنند و این سیاست چه تأثیراتی بر اقتصاد کلان، تولید، تجارت، بودجه دولت و زندگی روزمره مردم دارد.
مفهوم تکنرخی شدن ارز چیست؟
تکنرخی شدن ارز به معنای حذف نرخهای متعدد و تعیین یک نرخ واحد و شفاف برای مبادلات ارزی در اقتصاد است. در چنین نظامی، دولت، فعالان اقتصادی و مردم همگی ارز را با یک نرخ مشخص که معمولاً بر پایه عرضه و تقاضا و با مداخله محدود بانک مرکزی تعیین میشود، مبادله میکنند. این نرخ واحد میتواند شناور، شناور مدیریتشده یا در چارچوب سیاستهای پولی مشخص تعیین شود.
در مقابل، نظام چندنرخی ارز شامل نرخهای مختلفی برای گروهها یا مصارف متفاوت است؛ مانند ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی، نرخهای نیمایی برای واردکنندگان و نرخ بازار آزاد. اگرچه هدف اولیه از این تفکیک، حمایت از مصرفکننده یا کنترل قیمتهاست، اما در عمل پیامدهای پیچیده و گاه مخربی برای اقتصاد به همراه دارد.
چرا اقتصاد ایران به سمت چندنرخی شدن ارز رفت؟
چندنرخی شدن ارز در کشورمان محصول مجموعهای از عوامل ساختاری و سیاستی است. محدودیت منابع ارزی، وابستگی به درآمدهای نفتی، شوکهای ناشی از تحریمها و تلاش دولتها برای کنترل تورم از طریق قیمتگذاری دستوری، همگی در شکلگیری این وضعیت نقش داشتهاند. در بسیاری از مقاطع، دولتها برای جلوگیری از افزایش قیمت کالاهای اساسی، به تخصیص ارز ارزان روی آوردهاند.
با این حال، تجربه نشان داده است که این سیاست در بلندمدت نهتنها به هدف اصلی خود نرسیده، بلکه با ایجاد شکاف قیمتی، زمینهساز رانت، فساد و سوءتخصیص منابع شده است. بخش قابلتوجهی از منافع ارز ارزان به مصرفکننده نهایی نرسیده و در عوض، به سود واسطهها و فعالیتهای غیرمولد ختم شده است.
مهمترین اهداف تکنرخی شدن ارز
تکنرخی شدن ارز با هدف اصلاح این نارساییها و افزایش کارایی نظام اقتصادی دنبال میشود. یکی از اهداف اصلی این سیاست، افزایش شفافیت اقتصادی است. زمانی که چند نرخ ارز در اقتصاد وجود دارد، قیمت واقعی کالاها و خدمات مخدوش میشود و تصمیمگیری برای فعالان اقتصادی دشوار خواهد بود. نرخ واحد ارز، مبنای مشترکی برای محاسبات اقتصادی ایجاد میکند و امکان تحلیل و برنامهریزی دقیقتر را فراهم میسازد.
هدف دیگر، حذف رانت و فساد ارزی است. اختلاف میان نرخها، فرصتهای گستردهای برای سودجویی بدون ریسک ایجاد میکند. تکنرخی شدن ارز با از بین بردن این اختلاف، انگیزههای رانتجویانه را کاهش داده و تخصیص منابع را به سمت فعالیتهای مولد هدایت میکند. همچنین این سیاست میتواند به بهبود فضای کسبوکار و افزایش اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی کمک کند، چون پیشبینیپذیری اقتصاد افزایش مییابد.
تکنرخی شدن ارز چه تأثیری بر اقتصاد دارد؟
اثرات تکنرخی شدن ارز روی اقتصاد دوگانه است؛ هم فرصت میسازد، هم اگر بد اجرا شود دردسر درست میکند:
تأثیر بر تورم
یکی از مهمترین نگرانیها درباره تکنرخی شدن ارز، اثر آن بر تورم است. در کوتاهمدت، حذف ارز ترجیحی و افزایش نرخ ارز رسمی میتواند موجب رشد قیمت برخی کالاها، بهویژه کالاهای وارداتی شود. این موضوع به افزایش سطح عمومی قیمتها و فشار تورمی منجر میشود، بهخصوص اگر سیاستهای جبرانی مناسبی در نظر گرفته نشود.
اما در بلندمدت، تکنرخی شدن ارز میتواند به کنترل پایدار تورم کمک کند. حذف یارانههای پنهان ارزی، کسری بودجه دولت را کاهش میدهد و نیاز به تأمین مالی از طریق خلق پول را محدود میکند. از سوی دیگر، شفاف شدن سیاست ارزی و کاهش عدماطمینان، انتظارات تورمی را مهار میکند. در نتیجه، اثر نهایی این سیاست بر تورم به شدت به نحوه اجرا و هماهنگی آن با سیاستهای پولی و مالی بستگی دارد.
تأثیر بر تولید داخلی
در نظام چندنرخی، تولید داخلی اغلب قربانی واردات ارزان میشود. تخصیص ارز با نرخ پایین به واردات، باعث میشود کالاهای خارجی با قیمت کمتری نسبت به محصولات داخلی عرضه شوند و تولیدکننده داخلی قدرت رقابت خود را از دست بدهد. این وضعیت به کاهش سرمایهگذاری، افت اشتغال و تضعیف بخش تولید منجر میشود.
تکنرخی شدن ارز با واقعیسازی قیمتها، این عدم تعادل را اصلاح میکند. زمانی که واردات با نرخ واقعی انجام شود، تولید داخلی فرصت مییابد در یک فضای رقابتی منصفانه فعالیت کند. البته این اثر مثبت زمانی پایدار خواهد بود که همزمان موانع تولید کاهش یابد و دسترسی بنگاهها به منابع مالی و مواد اولیه تسهیل شود.
تأثیر بر صادرات
صادرات یکی از بخشهایی است که معمولاً از تکنرخی شدن ارز منتفع میشود. در شرایط چندنرخی، صادرکنندگان با مقررات پیچیده و نرخهای دستوری برای بازگشت ارز مواجهاند که انگیزه صادرات را کاهش میدهد. این وضعیت میتواند به شکلگیری بازارهای غیررسمی و کاهش شفافیت منجر شود.
با تکنرخی شدن ارز، نرخ ارز به واقعیتهای اقتصادی نزدیکتر میشود و صادرکنندگان میتوانند درآمد ارزی خود را با اطمینان بیشتری مدیریت کنند. این شفافیت، برنامهریزی بلندمدت برای حضور در بازارهای جهانی را ممکن میسازد و رقابتپذیری کالاهای صادراتی را افزایش میدهد.
تأثیر بر واردات و تراز تجاری
چندنرخی بودن ارز معمولاً واردات کالاهای مصرفی را تشویق میکند، چون ارز ارزان در اختیار واردکنندگان قرار میگیرد. این موضوع فشار زیادی بر منابع ارزی کشور وارد کرده و تراز تجاری را تضعیف میکند. در مقابل، تکنرخی شدن ارز باعث میشود واردات تنها در موارد ضروری و اقتصادی توجیهپذیر انجام شود.
در چنین شرایطی، منابع ارزی به سمت واردات کالاهای سرمایهای و واسطهای هدایت میشود که برای تولید داخلی ضروری هستند. این تغییر جهت میتواند به بهبود تراز تجاری و افزایش ظرفیت تولید در بلندمدت کمک کند.
تأثیر بر فساد و رانت
وجود نرخهای متعدد ارز یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری فساد اقتصادی است. هرچه فاصله میان نرخها بیشتر باشد، انگیزه برای سوءاستفاده و لابیگری افزایش مییابد. تخصیص ارز به فرآیندی غیرشفاف تبدیل میشود و نظارت مؤثر دشوار خواهد بود.
تکنرخی شدن ارز با حذف این شکاف قیمتی، زمینههای ساختاری رانت را تضعیف میکند. زمانی که همه فعالان اقتصادی با یک نرخ مشخص فعالیت میکنند، امکان سوءاستفاده کاهش مییابد و شفافیت اقتصادی افزایش پیدا میکند.
تأثیر بر بودجه دولت و کسری بودجه
ارز ترجیحی اگرچه در ظاهر ابزاری حمایتی است، اما در عمل هزینه سنگینی به بودجه دولت تحمیل میکند. این هزینهها اغلب بهصورت کسری بودجه پنهان بروز میکنند و در نهایت از طریق تورم به جامعه منتقل میشوند.
تکنرخی شدن ارز به دولت امکان میدهد منابع خود را شفافتر مدیریت کند و بهجای یارانههای غیرهدفمند ارزی، از ابزارهای مستقیمتری برای حمایت از اقشار آسیبپذیر استفاده کند. این تغییر میتواند به انضباط مالی و پایداری بودجه کمک کند.
تأثیر تکنرخی شدن ارز بر معیشت مردم
معیشت مردم حساسترین بُعد اجرای این سیاست است. افزایش قیمت برخی کالاها در کوتاهمدت میتواند فشار قابلتوجهی بر دهکهای پایین درآمدی وارد کند. اگر این فشارها بدون جبران رها شوند، نارضایتی اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی را به دنبال خواهند داشت.
موفقیت تکنرخی شدن ارز در گرو اجرای سیاستهای جبرانی هدفمند است. حمایت مستقیم از اقشار آسیبپذیر، تقویت نظام تأمین اجتماعی و مدیریت بازار در دوره گذار میتواند اثرات منفی کوتاهمدت را کاهش دهد و زمینه بهرهمندی عمومی از منافع بلندمدت این سیاست را فراهم سازد.
تکنرخی شدن ارز؛ سود اقتصادی یا فشار معیشتی؟
تکنرخی شدن ارز نه یک راهحل معجزهآسا و نه یک تهدید اجتنابناپذیر است، بلکه ابزاری اصلاحی در سیاستگذاری اقتصادی محسوب میشود. این سیاست میتواند به افزایش شفافیت، کاهش فساد، تقویت تولید و صادرات و بهبود کارایی اقتصاد منجر شود، اما تنها در صورتی که با برنامهریزی دقیق و سیاستهای مکمل همراه باشد.
در نهایت، تکنرخی شدن ارز زمانی به نفع اقتصاد و مردم خواهد بود که با اصلاحات ساختاری، حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر و انضباط مالی همراه شود. در چنین شرایطی، این سیاست میتواند گامی مهم در مسیر ثبات اقتصادی و توسعه پایدار باشد.
