آیا حساب‌های قدیمی هنوز هم حساب می‌شوند؟

رده بررسی می‌کند:

با چند دفترچه قدیمی به سراغ شعب بانک‌ها رفتیم تا روند نقد شدن و بستن حساب را بررسی کنیم.

گروه بررسی رده، بیشتر ما در گوشه کمد یا در جعبه‌ای در انباری چند خاطره از کودکی داریم. برخی از ما کارت‌های فوتبالی یا ماشین خود را نگه‌داشته‌ایم و برخی چندتایی تیله و ممکن است یکی دو «کارت صدآفرین» و «موفق باشی» هم در بندوبساطمان پیدا شود؛ اما چیزی هست که یادآور بخش خاصی از دوره کودکی و نوجوانی ماست که اگرنه همه ما، بیشترمان لااقل یکی از آن‌ها را داریم. دفترچه حساب پس‌انداز قرض‌الحسنه در یکی از بانک‌ها.
دفترچه حساب بانک، خاطرات مشترک بیشتر ماست. آن زمان میزان موجودی دفترچه‌ها در شانس برنده شدن تأثیری نداشت و برای همین طبیعی بود که به‌جای افزایش موجودی یک حساب، برای کودکان هم حسابی باز می‌شد تا شاید بخت آن‌ها بهتر بود و جایزه‌ای برده می‌شدند. حساب‌هایی که عموماً زیر 5 هزار تومان بودند. دفترچه‌هایی که بعدها فرصت نشد برویم بانک و مبلغش را پس بگیریم و چند سال که گذشت آن‌قدر تورم زیاد شده بود که یک روز وقت گذاشتن برای رفتن به بانک و گرفتن پولش دیگر نمی‌ارزید. دفترچه‌هایی که به ما احساس ثروت و دارایی می‌داد و با نگاه کردن به آن احساس سرمایه‌داری می‌کردیم و آرزوهای بزرگ را در ذهنمان می‌پروراندیم.

بانک‌ها مبلغ حساب‌ها را پرداخت می‌کنند؟

سال گذشته گزارشی منتشر شد که گویا برخی بانک‌ها دیگر مبالغ این دفترچه‌ها را نمی‌پردازند. این خبر اگر صحیح می‌بود جای تعجب فراوان داشت. مسئله 5 هزار تومان نبود مسئله تمام احساس اعتماد به بانک بود. مسئله بخش مهمی از کودکی و نوجوانی ما بود که این دفترچه‌ها نوستالژی گذشته‌ای باصداقت بودند.
اما ما به این اخبار زیاد توجه نکردیم. مأموریت ما در رده انتقال تجربه‌ها است و تا چیزی را امتحان نکنیم یا یکی از مخاطبان ما تجربه نکرده باشد، منتشر نخواهیم کرد. برای همین هم به سراغ کمدهای خود رفتیم و از دل خاطراتمان دفترچه‌های قدیمی را بیرون کشیدیم و چندتایی را انتخاب و به سراغ بانک‌ها رفتیم. این گزارش رده از برخورد بانک‌ها با دفترچه‌های قدیمی است.

بانک صادرات؛ موجودی حساب منفی تومان شد

از بانک صادرات دو دفترچه داشتم. اولی در سال 1366 افتتاح‌شده بود و 5100 تومان در آن موجودی داشت. به شعبه صادرکننده دفترچه رفتیم و نوبت گرفتم. وقتی نوبتم شد هیچ‌چیز عجیبی اتفاق نیفتاد. کارمند شعبه خیلی راحت فرایند بستن دفترچه را انجام داد. البته مثل بعضی شعبه‌های دیگر بانک صادرات اینجا هم مسئله کپی گرفتن وجود داشت که البته نهایتاً خود کارمند شعبه به طبقه بالا رفت و کپی‌های لازم را تهیه کرد. یک فرم برداشت از حساب هم به مبلغ 5100 تومان پر کردیم و تحویل دادیم؛ اما یک حساب دیگر هم در این شعبه داشتم که در مورد نه دفترچه‌اش موجود بود و نه کارتش حتی یادم نیامد که چه سالی بازشده است. تنها چیزی که به خاطر داشتم این بود که اوایل معرفی سپهر بانک صادرات بود. کارمند شعبه گفت که در این حساب هم 1000 تومان موجودی هست. منتها چون موجودی حساب کم بوده حساب راکد شده و برای بستنش ابتدا باید از راکد بودن دربیاید و کارمزد از حالت راکد درآوردن 1200 تومان است و عملاً بستن این حساب 200 تومان روی دستم خرج گذاشت. حساب‌ها نهایتاً بسته شدند و با یک 5 هزارتومانی از بانک خارج شدم.

بانک تجارت؛ خود خانم باید بیایند

دفترچه بانک تجار  البته وضعش بهتر از این حرف‌ها بود و هشت هزار تومان موجودی داشت. این حساب را مادرم بازکرده بود و بنابراین عکس او در داخل جلد دفترچه بود. با رسیدن نوبت به کارمند شعبه‌ای که به خاطر قطع شدن یکی از سرویس‌های بانکی و سؤال مکرر مشتریان در این مورد کمی خسته شده بود رسیدم و از خواستیم که این حساب را ببندد که گفت که چرا صاحب حساب نیامده؟ کمی طول کشید که توضیح دهیم که صاحب حساب خودم هستم و تصویری که می‌بینید افتتاح کننده حساب است. بعد از برطرف شدن این سوءتفاهم فرایند بسته شدن حساب خیلی سریع انجام شد و با 8 هزار تومان دیگر از بانک خراج شدم.

بانک ملی؛ شعبه‌ای که حالا پیتزافروشی شده

دفترچه بانک ملی 1300 تومان موجودی داشت؛ اما برای گرفتن همین مبلغ هم یک مسئله داشتم. شعبهٔ بانکی که در آن حساب بازشده بود حالا یک پیتزافروشی است. برای همین هم به شعبه دیگری مراجعه کردم و البته آن‌ها گفتند که نمی‌توانند موجودی حساب را بپردازند و باید به شعبه افتتاح کننده حساب رفت. جواب کارمند بانک راهگشا نبود طبق راهنمایی مرکز تماس بانک ملی شماره شعبه افتتاح کننده حساب را به‌سختی از روی دفترچه یافتم و مشخص شد که این شعبه با شعبه دیگری ادغام‌شده و درنهایت حساب را در آنجا بستم.

پول‌هایی که دو برابر نشد

ارزش خاطرات این دفترچه‌ها شاید برای ما خیلی بیشتر از مبالغ داخلشان باشد. این دفترچه‌ها برای ما شبیه یک دفتر خاطرات هستند که ورق زدنشان گذشته‌ای را زنده می‌کند که دیگر هیچ‌وقت بازنخواهد گشت؛ اما تعداد این دفترچه‌ها هم اصلاً کم نیست. خیلی از ما یکی از این حساب‌ها داریم و چند هزارتومانی از سال‌های دور در آن‌ها مانده. چندین میلیون از این دفترچه‌ها می‌تواند وجود داشته باشد که در هر یک چند هزار تومان هم باشد. اگر فرض کنیم 5 میلیون دفترچه حساب هر یک با موجودی میانگین 3 هزار تومان وجود داشته باشد در این صورت جمع این حساب‌ها رقم 15 میلیارد تومان می‌شود. البته 15 میلیارد تومان که دست‌کم 15 تا بیست سال از آن گذشته است. بانک‌ها در طی این سال‌ها تقریباً هر 4 سال موجودی‌های ثابت بدون برداشت سود را دو برابر کرده‌اند و بنابراین اگر پولی 20 سال در حسابی می‌ماند تابه‌حال 32 برابر می‌شد؛ یعنی موجودی این حساب‌ها حدود 500 میلیارد تومان شده بود. اگر پدران و مادران ما به‌جای قرض‌الحسنه حساب سپرده‌ای افتتاح کرده بودند، مبلغ دندان‌گیری باقی می‌ماند. فاصله این 15 تا 500 هزینه‌ای است که ما برای نوستالژی پرداخته‌ایم.

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم

4 دیدگاه
  1. یاسر نارویی می‌نویسد

    زابل طالقانی 38

  2. سجاد می‌نویسد

    سلام پدرم در سال۱۳۵۱ حسابی باز کرده و موجودی دفترچه ش که الان ی قسمت هاییش (نام و نام خانوادگی و شماره حساب)ازش مونده ۱۰۰۰ریال ازش مونده اگه برم بانک هنوز حسابش مونده یا کلا از بین رفته.کنجکاو شدم بپرسم

    14
    9
  3. محمود می‌نویسد

    سلام پدر من سال از 73 پنج هزار تومان تو بانک ملی داره که دست نزده
    نوع حساب کوتاه مدت
    الان باید چقدر بشه با توجه به اون نکته اخری که گفتین هر چهار سال دوبرابر میشه

    12
  4. پوریا می‌نویسد

    سلام من اینکار را چند روز پیش کردم ولی نکته قابل توجه ان است که خیلی ها مانند من حداقل موجودی را در نظر گرفتیم واین را نمیدونستیم که بانک ها برای شرکت در قرعه کشی هرچند وقت یکبار این حداقل را افزایش میدهند !!!!
    برای سودهم این گونه است من بانک صادرات داشتم که دوحساب بود قرض الحسنه تبدیل به سپهر شدو یک دفترجدید دادن
    کوتاه مدتم پولش رو دادن